[reading_time]

ایرانیان لندن — کجا هستند، چطور پیدایشان کنیم، و چطور واقعاً با آن‌ها ارتباط بسازیم

ساختن کامیونیتی جدید در لندن - ایرانیان مقیم لندن

اگر به لندن آمده‌ای و فکر می‌کنی ایرانی‌ها پیدا نمی‌شوند — اشتباه می‌کنی. بیش از ۴۰,۰۰۰ ایرانی فقط در لندن زندگی می‌کنند. مشکل نیست که «نیستند» — مشکل این است که «کجا هستند» را نمی‌دانی. این مقاله آن «کجا» را جواب می‌دهد.

نقشه ایرانیان لندن — کجا زندگی می‌کنند

منطقه اول — شمال لندن(Hendon، Temple Fortune، Finchley): 

اگر فقط می‌خواهید به یک جا بروید و حس زندگی در ایران را در خود زنده کنید، مستقیم سراغ خیابان Ballards Lane؛ حدفاصل ایستگاه تیوب Finchley Central تا West Finchley بروید. این محدوده که به «little tehran» معروف شده، همان‌جایی‌ست که در هر قدم آن، پر از تابلوهای فارسی براق و بوی نان تازه به مشام می‌رسد.. 

حتی وقتی می‌بینی که تعداد زیادی مردم، جلوی شیرینی فروشی رکس ایستاده‌اند و فکر می‌کنند که بهتر است زولبیا بخرند یا نون خامه‌ای،  راه رفتن کند می‌شود. جلوتر که بروی، حتی می‌توانی جعبه‌های خیار سالادی، گوجه و پرتقال را هم جلوی ویترین سوپرمارکت‌های بزرگ ببینی. شاید قسمت شوکه‌کننده ماجرا اینجا باشد که در خیابان، از لهجه فارسی غلیظ گرفته تا ترکی آذری را می‌توانی از گوشه و کنار بشنوی. 

کافه‌های و رستوران‌های این راسته، همان مکان‌هایی هستند که در یک عصر بارانی، می‌توانی چای لاهیجان را در یک استکان کمر باریک، همراه با پخش صدای شجریان یا ابی در پس زمینه نوش جان کنی. فینچلی، جایی‌ست که همان «تصادف‌های هدفمند» رخ می‌دهند. شما وقتی در صف نانوایی هستید، می‌توانید با افرادی هم‌کلام شوید که آن‌ها هم مثل شما، دنبال یک مدرسه محلی یا تعمیرکار پکیج می‌گردد.

منطقه دوم — غرب لندن (Ealing، Acton، Hammersmith):

این منطقه در حاشیه خط الیزابت (Elizabeth Line) و دیستریکت لاین، جایی‌ست که طعم کشک و قرمه سبزی را به یادت می‌آورد. این منطقه، مرکز سوپرمارکت‌های بزرگ و رستوران‌های ایرانی‌ست و پاتوق آدم‌هایی است که آخر هفته‌ها با خانواده یا سگ‌هایشان به Ealing Common می‌آیند.

اگر روزهای یکشنبه به کافه‌های اطراف ایستگاه ایلینگ برودوی (Ealing Broadway) سر بزنید، حتماً گروه‌های دو سه نفره از جوانان یا خانواده‌های ایرانی را می‌بینید که در مورد پروژه‌های کاری و یا بازار مسکن در لندن با یکدیگر صحبت می‌کنند.

همچنین، برد تبلیغاتی (Notice Board) سوپرمارکت‌های بزرگ این منطقه، رسانه‌ای‌ست که اولین سرنخ‌های لازم برای پیدا کردن آدم‌های قابل‌اعتماد در غرب شهر را فراهم می‌کند.

منطقه سوم — مرکز لندن Kensington، South Kensington): West Kensington) 

وقتی در ایستگاه Kensington High Street یا Earl’s Court پیاده شوید، لایه دیگری از جامعه ایرانی در لندن را می‌بینید.

این منطقه، قطب «اعتبار و تأثیرگذاری» است. محور خیابان کنزینگتون و امتداد Hammersmith Road، یکی از شیک‌ترین و باقدمت‌ترین بخش‌های لندن به‌شمار می‌رود. در کنزینگتون، شما رفیق صمیمی برای سفر پیدا نمی‌کنید؛ بلکه وکلای مجرب، گالری‌دارهای باسابقه، دانشجویان مقاطع دکتری دانشگاه‌های امپریال کالج و LSE و بیزنس‌من‌های موج اول مهاجرت برخورد خواهید کرد.

صرافی‌های باسابقه، دفاتر حقوقی مهاجرتی با تابلوهای برنجی براق، شعبه‌های لوکس شیرینی‌فروشی‌ها و کافه‌های ایرانی در این منطقه واقع شده‌اند. اگر به‌دنبال ساختن ارتباطات اجتماعی حرفه‌ای هستید، حضور خود در این منطقه را باید تبدیل به روتین کنید.

اگر فقط یک روز وقت داری — یک روز در Little Tehran

ساعت ۱۰:۰۰ صبح – شروع روز (نانوایی)

صبح زود، همه در صف نانوایی منتظر هستند و الان موقعیت مناسبی برای اجتماعی شدن است. می‌توانی به‌جای اینکه با گوشی چت کنی، به بغل دستی‌ات نگاهی بندازی و گفت‌وگوهای کوچک را شروع کنی. وقتی که نان گرفتی، حواست باشد همان‌جا نایلونش را کمی باز بگذاری تا خمیر نشود و یک چای یا قهوه هم بگیری، می‌توانی یک صبحانه کامل را داشته باشی.

ساعت ۱۳:۰۰ – ناهار

رستوران آفتاب می‌تواند یکی از گزینه‌هایی باشد که آن را در نظر بگیری. اتمسفر خانوادگی این رستوران باعث می‌شود راحت‌تر با فضا خو بگیری و دلتنگی‌هایت را با غذاهای ایرانی، کمتر کنی.

ساعت ۱۵:۰۰ – سوپرمارکت‌گردی 

هایپرمارکت‌های بزرگ مثل سلیمانی یا فروشگاه‌های محلی در همان مسیر، برای پرسه زدن بعد از ناهار جالب به‌نظر می‌رسند. به جای اینکه مستقیما سراغ لیست خریدت بری، کمی به ویترین‌ها نگاه کن. حتی اگر دیدی کسی دارد با دقت به‌دنبال یک ادویه مخصوص می‌گردد، می‌توانی راهنمایی‌اش کنی.

ساعت ۱7:۰۰ – کافه‌نشینی

یه کتاب یا لپ‌تاپ بردار و در یک میز دو نفره—نه یک نفره— بنشین. اگر دیدی کسی تنهاست یا او هم مشغول به کار است، می‌توانی بعد از یک ساعت، با یک سلام، مکالمه کوتاهی را شروع کنی. ترجیحا بحث‌های سیاسی یا گلایه‌های خسته‌کننده از گرانی و بد بودن فضا را فعلا نگه‌دار و از برنامه‌هایت حرف بزن تا بتوانی اعتمادش را جلب کنی.

ساعت ۱۹:۰۰ – ضیافت شبانه 

شب این خیابان، صدای خنده از رستوران‌ها و کافه‌ها بیرون می‌آید و با اتمسفر گرم‌تری همراه است. اگر در مکان‌های قبلی با فردی آشنا شدی، می‌توانی او را به یکی از این فضاها دعوت کنی. پیشنهاد یک چای یا شامِ سبک سطح تو را بالاتر نشان می‌دهد.

هرچند که اگر با کسی هم آشنا نشدی، گارسون‌ها و صاحب‌مغازه به‌قدری با تو گرم می‌گیرند که احساس تنهایی نمی‌کنی. حتی صدای قاشق و چنگال‌ها، صدای خنده میز بغلی و شنیدن لهجه‌های مختلف فارسی در شهر لندن، خودش به اندازه کافی دل‌گرم‌کننده و زیبا است.

مکان‌های فیزیکی — از نانوایی تا سوپرمارکت

سوپرمارکت‌های ایرانی:

  • شمال لندن: فراموش نکن که سوپرمارکت‌ها، یک منبع اطلاعاتی غیررسمی درباره شرایط و رویدادهای مختلف شهر محسوب می‌شوند. اگر تازه مهاجرت کردی، می‌توانی با صاحب مغازه‌ها گفت‌وگوهای هدف‌مندی را شروع کنی.

 Kareem Food Centre در منطقه Finchley با تنوع زیاد، قیمت مناسب و ساعات کاری طولانی یکی از معتبرترین سوپرمارکت‌های ایرانی لندن است. چون ساعات کاری‌اش طولانی است، آخر شب‌ها پاتوق جوان‌ترهایی است که از کار برگشته‌اند. اگر دنبال آن «برخورد اتفاقی» با کسی هستی که مثل خودت باشد، ساعت ۸ شب به بعد، می‌توانی به اینجا سر بزنی.

  • غرب لندن (Ealing & Acton): اینجا Hyper Marché و Dena Supermarket حرف اول را می‌زنند. فضاهای بزرگ و راهرو‌های پهن ویژگی متمایز این بخش است. اغلب اینجا جای افراد قدیمی مهاجر بوده که موقعیت مناسبی برای پرسیدن سوالات «بهترین برند برنج» یا «چطور با قبض‌های انرژی سر و کله بزنیم» فراهم می‌کند.
  • جنوب لندن (Peckham): اگر در جنوب هستی، Persepolis می‌تواند مقصد تو باشد. این فروشگاه بیشتر حال و هوای هنری و صمیمی دارد و یک گزینه مناسب دیگر برای دوست‌یابی محسوب می‌شود.

نانوایی‌های ایرانی: 

بسیاری از سوپرمارکت‌های ایرانی در لندن، نان تازه مثل سنگک، بربری، لواش و تافتون می‌فروشند. Kareem Food Centre، Superway و Dena Supermarket اغلب بیشترین تنوع را دارند و نان روزانه به افراد می‌رسد. 

نانوایی، جایی‌ست که صف معنا پیدا می‌کند. پس سعی کن در صف نان سنگک، تلاش کنی چند دقیقه با نفر جلویی هم‌کلام شوی. حتی پرسیدن سوال ساده‌ای مثل «ببخشید، شما می‌دونید نان بعدی کی حاضر می‌شه؟»، می‌تواند شروع یک رفاقت ده ساله باشد.

رستوران‌های ایرانی:

رستوران‌های بسیاری در لندن وجود دارند، اما دو قطب اصلی است که باید آن‌ها را بشناسی. اگر تازه به این شهر آمدی و دلت برای ایران و مزه کباب کوبیده تنگ شده، رستوران Mohsen در Warwick Road، یکی از قدیمی‌ترین رستوران‌هایی است که مشتریان نسل اندر نسل ایرانی به آن سر می‌زنند.

اگر مدتی نسبتا طولانی‌ست که به لندن آمده‌ای و حالا می‌خواهی به دوستان غیرایرانی‌ات نشان دهی فرهنگ غذایی ما در چه سطحی‌ست، رستوران Berenjak در Soho می‌تواند انتخاب خوبی باشد.

نکته عملی: 

به‌خاطر ذات خون‌گرم و صمیمی ایرانی‌ها، اغلب با بقیه افراد گرم می‌گیرند و در مورد زندگی و شرایط مختلف شهر نظرشان را به اشتراک می‌گذارد. به‌همین دلیل، صاحب یک سوپرمارکت دیگر فقط کلای قفسه‌ها را نمی‌شناسد؛ او می‌داند کدام دکتر ایرانی به‌تازگی مطب باز کرده و کارش واقعا خوب است، کدام خانواده دنبال هم‌خانه و از همه مهم‌تر، چه زمانی قرار است سبزی تازه به‌دستش برسد! برای استفاده از این منبع اطلاعاتی، می‌توانی مسیر زیر را دنبال کنی.

قدم اول: زمان‌سنجی درست: وقتی مغازه غلغله است و ۱۰ نفر تو صف، منتظر تسویه کردن حساب‌شان هستند، وقت سوال پرسیدن نیست. ساعت‌های خلوت، مثل ۲ تا ۴ بعدازظهر، که صاحب مغازه پشت پیشخوان لم داده و دارد اخبار نگاه می‌کند، زمان طلایی برای توست.

قدم دوم: خرید هوشمندانه: برای شروع، یک چیزی بخر که نیاز به «نظر کارشناسی» داشته باشد. مثلا بپرس: «این زعفرونِ بسته‌بندی فلان برند، واقعا خوبه یا فقط داره پول پکیجینگش رو می‌گیره؟.

قدم سوم: پرسش استراتژیک: بعد از اینکه کمی گپ زدی، برو سراغ اصل مطلب. اما سوال رو مستقیما نپرس؛ «کامیونیتی کجاست؟». مثلا بپرس: «آقا صابر، شما خبر نداری اینجاها گروه پیاده‌روی یا دورهمی ورزشی ایرانی هست؟ آخه تازه اومدم و الان دنبال چند تا آدم حسابی می‌گردم.»قدم چهارم: تابلو اعلانات (Notice Board): اکثر این سوپرها نزدیک در ورودی یا روی شیشه، پر از کاغذهای دست‌نویس یا کارت ویزیت هستند. از «معلم آموزش زبان» گرفته تا «استخدام نیروی کار». این اعلانات، فرصتی برای آشنایی بیشتر با دیگران را ،براساس تخصص تو، فراهم می‌کنند.

رویدادهای فرهنگی — تقویم ایرانی لندن

رویدادهای ثابت سالانه:

نوروز (اسفند-فروردین):

فضاهای هنری معتبری مثل Rich Mix در شرق لندن و یا Kings Place نزدیک کینگز کراس، مهم‌ترین جشن ایرانیان، نوروز را برگزار می‌کنند. باوجود اینکه بهار لندن با باران و هوای ابری شروع می‌شود، اما داخل سالن Rich Mix با حال و هوای آفتابی شروع می‌شود. سبزه و ماهی قرمز داخل تنگ از دور چشمک می‌زنند و ایرانی‌های مهاجر قدیمی و جدید دور هم جمع می‌شوند.

شب یلدا (دی):

ترکیبی از رستوران‌های ایرانی و گالری‌های مستقل هنری، این رویداد را جشن می‌گیرند. باوجود سرمای دسامبر لندن، انار دانه شده و فال حافظ به‌عنوان یک رسم مشترک، می‌تواند گرمی و صمیمیت را به محیط ببخشد. اگر دیدی کسی تنها نشسته و به قاچ هندوانه خیره شده، احتمالا او هم مثل تو دلتنگ است. در همچین شرایطی، یک فال حافظ می‌تواند شروع‌کننده یک گفت‌وگوی دونفره عمیق باشد.

کنسرت‌های موسیقی ایرانی:

اگر به‌دنبال گروه خاصی از آدم‌ها می‌گردی، ممکن است بتوانی اینجا پیدایشان کنی. بیشتر کنسرت‌های موسیقی ایرانی توسط Vaak Records که مسئول اصلی برگزاری رویدادهای مستقل، آلترناتیو و تلفیقی ایرانی در لندن است، برگزار می‌شود. آن‌ها برنامه‌هایشان را در سالن‌های فوق‌العاده‌ای مثل Rich Mix، Kings Place و Queen Elizabeth Hall برگزار می‌کنند. 

مخاطبان این کنسرت‌ها معمولا دانشجوهای دانشگاه‌های برتر، طراحان، معماران و پزشکان جوان هستند که اگر مایل بودی، می‌توانی با شرکت در این رویدادها، با آن‌ها ارتباط بگیری. 15 دقیقه استراحتی که وسط کنسرت می‌دهند، تایم مناسبی برای تبادل آیدی و مکالمه‌های کوتاه در مورد قطعات اجرا شده است.

کجا رویدادها را پیدا کنیم: 

  • Volek.events: این پلتفرم، یکی از تمیزترین و به‌روزترین پلتفرم‌ها برای پیدا کردن رویدادها، کنسرت‌ها و دورهمی‌های جامعه ایرانی در لندن محسوب می‌شود. می‌توانی آن را بوک مارک کرده و اول هر ماه، چک کنی تا بتوانی بلیط یکی از این دورهمی‌ها را تهیه کنی.
  • Eventbrite: یک پلتفرم اختصاصی برای رویدادهای فارسی در سراسر جهان است که شامل لندن هم می‌شود. می‌توانی رویدادهای ایرانی شهر خودت را با فیلترهای «Iranian» یا «Persian» + «London» پیدا کنی.
  • صفحات اینستاگرام گالری‌ها و سازمان‌های ایرانی: می‌توانی در غرب و مرکز لندن گالری‌های هنری در شبکه‌های اجتماعی مختلف، از جمله اینستاگرام، فالو کنی. شب‌های افتتاحیه، ورودی آزاد است و فرصت مناسبی برای ارتباط گرفتن با ایرانی‌های با نفوذ و آرتیست را فراهم می‌کند.

تقویم یک سال ایرانی لندن — مهم‌ترین رویدادها ماه به ماه

ژانویهکریسمس
مارسچهارشنبه‌سوریعید نوروز
آوریلسیزده‌به‌در
تابستانرویدادهای عمومی شهری و فرهنگی فستیوال‌ها، کنسرت‌ها و رویدادهای open-air 
پاییزرویدادهای فرهنگی، دانشگاهی و هنری شروع فصل دانشگاه‌ها و برنامه‌های indoor 
دسامبرشب یلدا( شب چله)

اگر می‌خواهی بدانی چطور در لندن از آشنا به دوست واقعی برسی، راهنمای کامل «ساختن کامیونیتی در غربت را بخوان.».

سازمان‌ها و کانال‌های آنلاین

اگر رویدادها را پنجره اصلی ایجاد «ارتباط موثر» در نظر بگیریم، کانال‌ها و سازمان‌ها مسیرهای رسیدن به آن‌ها هستند.

سازمان‌های اصلی:

Iranian Association of London: سازمان خیریه‌ای‌ست که از سال 1980 فعالیت کرده و به مهاجران در زمینه‌های مختلف، از جمله پیدا کردن مسکن، مشاوره مهاجرتی و زندگی در انگلستان کمک می‌کند. اگر تازه وارد لندن شده‌ای و نمی‌دانی از کجا شروع کنی، می‌توانی به این نوع نهادها سر بزنی.

Anjoman — British Iranian Business & Professional Society: بیش از ۲۵ سال است که به جامعه ایرانی-بریتانیایی خدمت می‌کند و بیشتر بر روی رویدادهای حرفه‌ای، شبکه‌سازی و ارتباطات شغلی تمرکز دارد. اگر به دنبال ارتباط با ایرانی‌های حرفه‌ای، کارآفرین‌ها یا افراد فعال در فضای بیزینس هستی، سر زدن به این مکان می‌تواند شروع خوبی باشد.

کانال‌های آنلاین:

گروه‌های تلگرامی «ایرانیان لندن»:

اگر به‌دنبال اطلاعات عملی، معرفی رویدادها، پیدا کردن هم‌محله‌ای‌ها یا توصیه‌های روزمره درباره زندگی در این شهر هستی، پیدا کردن گروه‌های تلگرامی «ایرانیان لندن» می‌تواند خیلی به تو کمک کند. همچنین، سایت Meetup.com منبع گروه‌های صمیمی و دورهمی‌های دوستانه است که با فیلتر Iranian یا Persian + London، می‌توانی افرادی با اهداف مشابه خودت پیدا کنی.

چالش‌های خاص جامعه ایرانی لندن — آنچه کسی نمی‌گوید

پیدا کردن جامعه ایرانی در لندن سخت نیست؛ بخش سخت ماجرا، فهمیدن نقشه نانوشته مسیر روبه‌رویت است. اگر این موارد را از قبلی بدانی، با انتظارات واقع‌بینانه‌تری به این مسیر نگاه می‌کنی و کمتر ناامید می‌شوی.

چالش اول — تنوع بیش از حد:

یکی از اولین چیزهایی که می‌بینی، تفاوت زیاد فکری، سبک زندگی، نسل، طبقه اجتماعی، نگاه به مذهب و حتی تعریف هر فرد از «ایرانی بودن» است. حدود 75,000 از ایرانیان ساکن بریتانیا که بعد از انقلاب 1979 به این کشور آمدند، در طول زمان سکولارتر شده‌اند و به هویت ایرانی بیشتر از هویت دینی اهمیت می‌دهند. این یعنی فقط چون کسی فارسی حرف می‌زند، فرض کنی جهان‌بینی، مرزهای شخصی و یا حتی سبک معاشرتش با تو یکسان است.

به‌همین دلیل، آرام‌آرام و با کنجکاوی گفت‌وگوهایت را شروع کن. اول به صحبت‌های طرف مقابل گوش بده تا بتوانی درک درستی از باورهای او به‌دست آوری و اگر با یک گروه جور نشدی، سریع نتیجه نگیر که «پس کامیونیتی ایرانی به درد من نمی‌خورد». تو هنوز کامیونیتی خودت را پیدا نکردی.

چالش دوم — «همه همدیگر را می‌شناسند»: 

ظاهرا جامعه ایرانی در لندن بزرگ است اما وقتی بیشتر دقت می‌کنی، می‌بینی بیشتر از شبکه‌های کوچک‌تر و به‌هم‌پیوسته تشکیل شده است. چند خانواده، گروه دوستی، حلقه‌های حرفه‌ای، جمع‌های هنری، گروه‌های قدیمی دانشگاهی و یا حتی شبکه‌هایی که در یک محله یا به‌واسطه کسب‌وکار چیده شده‌اند.

این موضوع می‌تواند مفید باشد؛ اگر با یک نفر ارتباط نزدیکی بگیری، خیلی سریع به بقیه بخش‌های این نت وصل می‌شوی. هرچند که این مسئله معایب خودش را هم دارد. به‌دلیل شبکه ارتباطی گسترده، برداشت‌ها، سوءتفاهم‌ها و اشتباهات سریع دهان به دهان می‌چرخند.

برای جلوگیری از این اتفاق، لازم نیست در همان هفته اول با همه صمیمی شوی و یا درباره زندگی شخصی‌ات همه‌چیز را بگویی. سعی کن که به افراد زمان بدهی تا در مکان‌های مختلف، خودشان را نشان دهند و کم‌کم موقعیت را برای صمیمیت بیشتر فراهم کن.

چالش سوم — تقسیم‌بندی‌های سیاسی: 

بعد از جنبش «زن، زندگی، آزادی» و  با بیش از 115 تظاهرات در Trafalgar Square، جامعه ایرانی در لندن از لحاظ سیاسی حساس‌تر و تبدیل به چند لایه شده است. این فضای سیاسی، فقط مختص به محیط آنلاین نیست و اثرات خود را در مکالمه‌های روزانه و رویدادها  نیز نشان می‌دهد.

همین موارد، به این معناست که سیاست دیگر یک موضوع فرعی نیست، بلکه بخشی از هویت جمعی را در بر گرفته است. برای کم کردن تنش در اوایل آشنایی، لازم نیست موضع‌گیری مفصل کنی. اول فضا را بخوان و ببین جمع تا چه اندازه سیاسی‌ست و آیا برای تو راحت است یا نه. اگر نبود، مشخصا تصمیم عاقلانه این است که فاصله بگیری.

چالش چهارم — نسل اول vs. نسل دوم:

نسل اول و نسل دوم ایرانیان مهاجر ممکن است روی کاغذ ایرانی باشند، اما دو تجربه متفاوت را در این شهر تجربه می‌کنند. در عمل، شاید یکی تهران را با خاطره‌های زنده کنسرت و شب‌نشینی‌ها به یاد آورد و دیگری، از طریق مهمانی‌های خانوادگی، غذای خانه، عروسی، عزاداری، نوروز و حرف‌های پدر و مادرش بشناسد.

درحالی‌که برای نسل اول ممکن است خاطره، فقدان، دلتنگی، خشم، مهاجرت بیشتر نماد ایران باشد و برای نسل دوم میراث، هویت خانوادگی، کنجکاوی و یا گاهی یک فشار فرهنگی بیشتر در زندگی‌شان به چشم آید.

  1. زبان 

نسل دومی‌ها شاید زبان فارسی را بفهمند اما زیاد حرف نزنند و یا حتی ترجیح بدهند انگلیسی صحبت کنند. کسی که فارسی صحبت نمی‌کند، لزوما از فرهنگ و ریشه خود جدا نیست و نمی‌شود انتظار داشت کسی که در مدرسه، دانشگاه، کار و روابط اجتماعی‌اش کاملا در فضای انگلیسی رشد کرده، فارسی را روان صحبت کند. 

  1. کدهای فرهنگی 

یک‌سری رفتارهای فرهنگی مثل تعارف، احترام‌گذاری سنی و اهمیت خانواده، ممکن است در نسل اول خیلی مهم به چشم بیاید؛ درحالی‌که نسل دوم ممکن است همان رفتار را تجاوز به حریم شخصی تلقی کند. نسل اول شاید بپرسد «ازدواج کردی؟ کجا زندگی می‌کنی؟ کارت چیه؟» و این برای افرادی که بخشی زندگی‌شان در یک محیط با ارزش فردگرا بوده، جالب به‌نظر نیاید.

  1. رابطه با هویت 

برای نسل اول، هویت ایرانی معمولا چیزی است که با خودش، در این مسیر حمل کرده. اما برای نسل دوم، هویت ایرانی اغلب چیزی است که باید از اول بازتعریفش کند، انتخابش کند و یا با آن مذاکره کند. نسل دوم هویت ترکیبی‌تری را تجربه می‌کند که ممکن است این مسئله، به‌دلیل تفاوت‌هایی که دارد، فرد با چالش‌هایی مواجه کند.

  1. میزان بار عاطفی 

برای نسل اول، ممکن است ایران با مفاهیمی مثل مهاجرت اجباری، جدایی از خانواده، محدودیت‌های اجتماعی و خاطرات تلخ و شیرین از جاده چالوس را به‌همراه داشته باشد. اما برای نسل دوم، این درد عاطفی کمتر است. این افراد شاید درد والدین خود را بشناسد، اما آن را زندگی نکرده باشند و این فاصله در حمل بار عاطفی، اغلب یاعث ایجاد سوءتفاهم‌هایی در دو نسل می‌شود.

از آشنا به دوست — چطور در لندن کامیونیتی واقعی بساز

قدم اول — از مکان‌های فیزیکی شروع کن: 

برای ساختن یک کامیونیتی، اول باید مکان‌هایی را پیدا کنی که بیشتر از یک بار بتوانی آدم‌ها را ببینی. Ballards Lane یکی از بهترین جاها برای حضور و رفت‌وآمد منظم است که برای خیلی از ایرانی‌ها، علاوه‌بر مسیر خرید، نقطه شروع آشنایی هم محسوب می‌شود.

بعد از مدتی، متوجه می‌شوی یک نفر است که همیشه همان ساعت برای خرید نان سنگک می‌آید یا صاحب مغازه دیگر با تو مثل یک غریبه رفتار نمی‌کند. این یعنی تو توانستی خودت را به‌عنوان فردی آشنا و تاحدی قابل اعتماد، در دل آدم‌ها جا کنی.

قدم دوم — یک رویداد تکرارشونده پیدا کن:

شاید فکر کنید رفتن به کنسرت و جشن‌های بزرگ به‌تنهایی برای ساختن ارتباطات نزدیک کافی هستند، اما اینطور نیست. چیزی که واقعا برای ساختن رابطه نیاز است، دیدن دوباره و دوباره همان آدم‌هاست. یک جمع تکرارشونده مثل یک کلاس، گروه کتاب‌خوانی، دورهمی ماهانه و گروه پیاده‌روی که به افراد این فرصت را می‌دهد که بیشتر از یک ارزیابی ساده، آدم‌های اطراف‌شان را بشناسند.

قدم سوم — از آشنا به مکالمه واقعی: 

یادت باشد که «ایرانی» بودن، یک نقطه اشتراک برای شروع مکالمه است، نه بیشتر. سوال‌هایی مثل «اوه، تو هم ایرانی هستی؟» بد نیستند، اما برای تضمین ادامه رابطه و ارزش‌های مشترک فکری باید از این دست سوالات گذر کنی.

سوالاتی از این دست که «تو این شهر بیشتر کجاها را دوست داری؟» یا «نظرت در مورد این فضا (کلاس، کتابخوانی و …) چیه»، هم گفت‌وگو را انسانی‌تر می‌کنندو هم به طرف مقابل فرصت می‌دهد علایق خودش را بیشتر ابراز کند. در نهایت، هدف این نیست که صرفا ایرانی‌های لندن را پیدا کنی؛ هدف این است که ایرانی‌های خودت را پیدا کنی. یکی از بزرگ‌ترین جوامع ایرانی جهان دارد. آدم‌هایت اینجا هستند — فقط باید بدانی کجا نگاه کنی.